گل نازم سبحان
الان که دارم برات می نویسم تو مثل فرشته ها کنارم لالا کردی و من هر چند لحظه نگاهت میکنم و توی دلم قربونت میرم . دیروز واسه اولین بار با آقاجون رفتی حموم و اونطور که آقاجون میگه زیاد گریه نکردی آخه تازگیا وقتی روت آب میریزیم می ترسی و گریه میکنی . همونطور که گفتم یه چند روزی نمیرم مدرسه و پیشت هستم عزیزم شایدم دیدی اصلا نرفتم دیگه . این هفته قراره ببریمت ختنه ات کنیم از همین الان نگرانم که نکنه یه وقت اذیت بشی اما چه کنم واسه خودت اینجوری بهتره وگرنه به هیچ عنوان راضی به این کار نیستم آخه دوستت دارم عزیزکم و یه دنیا عاااااااااااااااااااااااااااا شقتم
این روزا با صدای بلند قهقهه میزنی و وقتی هم میخوای بخوابی خیلی بد اخلاق میشی و تو گریه هات با مظلومیت تمام میگی مممماااااا یعنی داری منو صدا میزنی زرنگ شدی هروقت میخوای رات ببریم تا صدای بابایی رو میشنوی ساکت میشی و دست وپا میزنی که بیا منو بردار بابایی .تازگیا سر به هوا شدی و درست شیر نمی خوری یکم میخوری و بعد ول میکنی و به من نگاه میکنی و می خندی قربون خنده هات بشم گلم دیگه الان می تونی به پهلو برگردی و از خودت صدا دریاری دستاتم همیشه تو دهنته و ملچ ملوچ میکنی عزیزکم دوستت دارم هوارتا


گل نازم سبحان
